تبليغاتX
دنیای من

دنیای من

سهم من آسمانی است که آویختن پرده ای

             آن را از من می گیرد...

سهم من پایین رفتن از یک

      پله ی متروک است...

دل من به اندازه ی یک عشق است

        که به بهانه ی ساده ی خوشبختی

                   خود می نگرد!...

                                                                    

+نوشته شده در ساعت14:17توسط ستاره | |

به یکدیگر عشق بورزید اما از عشق بند مسازید...

 

بگذارید عشق دریایی مواج باشد در میان سواحل روح شما!

با هم بخوانید و برقصید و شادمان باشید اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد. همچون سیم های عود

که تنها هستند گرچه با یک نغمه به ارتعاش در می آیند...

دل های خود را به یکدیگر بدهید اما نه برای نگه داشتن، زیرا تنها دست زندگی شایسته است دل های شما

را نگه دارد ،در کنار هم باستید اما نه بسیار نزدیک به یکدیگر، زیرا ستون های معبد از هم جدا می

ایستند و درخت بلوط و سرو در سایه ی هم نمی بالند....

 

 

                                            بکوش عظمت در نگاه تو باشد

                                 نه در آنچه بدان می نگری!!

 

+نوشته شده در ساعت23:55توسط ستاره | |

من از قصه زندگی ام نمی ترسم

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام. دوستت دارم

 

 می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری. خنده هایم برای توست. با تو بودن مرا شاد می کند وبی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی. تو با منی چون در قلب منی قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم...

         

(  برای کسی که بودنش آرزومه)                                                                                               

+نوشته شده در ساعت15:52توسط ستاره | |

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای قلب دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این دل درداشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی ها هم آغوشت کنم

می روم از رفتنم خوشحال باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنها تر از من می روی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

 تلخی بر خوردهای سرد را

 

من پذیرفتم شکست خویش را...

.

+نوشته شده در ساعت23:7توسط ستاره | |

 

http://bikaranha.blogfa.com/8605.aspx 

 عمر ما می گذره.. دریغا که ما از آن بی خبریم!!!

اینو از ستاره به یاد داشته باشین: این عمر فقط با عشق قشنگ می گذره...

چرا عاشق نباشیم...  عشق نورزیم؟!

بیاین عاشق باشیم.. عاشق خدا .. آدما... عاشق خودمون..

راستی چرا ما به خودمون عشق نمی ورزیم... چرا گاهی وقتا خودمونو تنها میزاریم..

اگه می دونستیم که خدا واسه ساختن این قلب کوچیک چقدر زحمت کشیده اینجوری خوردش نمی کردیم!!

ولی قلبتونو دست کسی بسپارین که بفهمه وسعت این قلب بالا تر از اون چیزیه که آدما فکر می کنن..

امیدوارم همتون اون یه نفرو پیدا کنین ولی مثل من مجبور نشین با دستای خودتون اونو از خودتون دور کنین..... این سخت ترین کاره

+نوشته شده در ساعت22:54توسط ستاره | |

همه میان پیشم دردو دل میکنن..گریه میکنن... تا من آرومشون کنم.. گوش می دم و می شم همدم بی کسی شون!!!

گاهی میون گریه ها می خندونمشون و میگم دنیا ارزش اشکاتو نداره... بخند !!!

شنیدن این چیزا خیلی سخته! 

همه با چهره ی خندون از پیشم می رن و نمی دونن که بعدش من می مونم و دنیای غصه های اونا ...

تازه گیا بهم میگن چرا این ستاره داره خاموش می شه؟!!!

چرا دیگه نمی خنده! چرا زود از همه چیز خسته و بی حوصله می شه؟!!!

نمی دونن کوه غصه هاشون رو دوشم داره سنگینی میکنه.. نمی دونن این ستاره هم واسه خودش یه غم داره به بزرگیه همه ی غصه هاشون که داره خوردش می کنه...

یه غصه که همدمش جز خدا کسی تا حالا نبوده و نمی تونه باشه!!!

خدایا دلم  داره داغونم می کنه.. می سپارمش به خودت.. فقط کار خودته! کمکم کن مثل همیشه

+نوشته شده در ساعت21:59توسط ستاره | |

  ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد !!!

+نوشته شده در ساعت20:36توسط ستاره |

یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر

پر سوز ترین گدازه از عشق بگیر

در هر نفسی که می تپی ای دل من

یادت نرود اجازه از عشق بگیر

+نوشته شده در ساعت11:5توسط ستاره | |

امشب بغض شکوه هایم از بی وفایی روزگار ترکید. می خواهم شرح روزهای دلتنگی ام را بنویسم..

می خواهم برای انهایی بنویسم که قصد دارند دل شکسته ام را برای هزارمین بار بشکنند... اگر این شکستن مسلمانیست پس بشکنید!

ولی آرام...! که این دل ماوای بهترین کس زندگیم است. تو را به خدا چشمانتان را به روی حقیقت خوب باز کنید و ببینید که در محکمه ی وجدان شما گناه من چیست؟؟!!

در نظرم اینک بی وفایی همه جا را فرا گرفته و تمام آرزوهایم بر باد رفته ومن شدم دختری تنها  ...

هر شب سر بر بالین دل تنهایم میگذارم و آرام میگریم و با خود می گویم:

بهترینم.. دوستت دارم... تا آخرین لحظه ی زندگیم

+نوشته شده در ساعت1:24توسط ستاره | |

نامه ی چارلی چاپلین به دخترش : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی

 بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که

 معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت را خالی نگاه دار اگر هم

 روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر

 باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم زیرا

 که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز ...

+نوشته شده در ساعت16:53توسط ستاره | |

من هنوز به یادتم...

 

+نوشته شده در ساعت3:21توسط ستاره |

سه جمله ي زيبا:

1) اگر اولش به فكر آخرش نباشي آخرش به فكر

 اولش مي افتي.

 

 2) لذتي كه در فراغ هست در وصال نيست چون

در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ .

 

 3) آغاز كسي باش كه پايان تو باشد

+نوشته شده در ساعت2:35توسط ستاره |

نگاهت را برای فردایم نگه دار که بی نگاهت

خواهم مرد

+نوشته شده در ساعت1:59توسط ستاره | |

دلم گرفت از آدم هایی که میگن دوستت دارم اما معنیش رو

نمی دونن .


از آدم هایی که می خوان مال اونا باشی ولی مال تو نیستن .


از آدم هایی که زیر بارون واست می میرن اما وقتی آفتاب میشه

 همه چیز یادشون میره . . .!

+نوشته شده در ساعت2:7توسط ستاره | |

خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و انسان را شهوت داد با عقل ؛ هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند از فرشتگان بهتر است و هر انساني که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر

از حيوان است

+نوشته شده در ساعت1:43توسط ستاره | |

شريعتي: دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز

به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين.....

+نوشته شده در ساعت22:33توسط ستاره | |

امسالم شروع شد!!! نمیدونم خوبه یا بد! فقط میدونم واسه چند لحظه سر سال تحویل احساس کردم سال خوبیه...

اخه همه رو با بدی هاشون بخشیدم!!!

امسال سال سرنوشت سازیه برام.. امیدوارم بتونم بهترین ستاره ی اسمون باشم 

واسه همتون دعا می کنم ... شمام دعام کنین!!

+نوشته شده در ساعت22:31توسط ستاره | |

تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي!(دكتر شريعتي)

+نوشته شده در ساعت22:25توسط ستاره | |

اين ديوانگيست ... که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم... اين ديوانگيست ... که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه يکي از آنها به حقيقت

نپيوسته است رها کني

+نوشته شده در ساعت22:23توسط ستاره | |

اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست

اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم

+نوشته شده در ساعت22:22توسط ستاره | |

هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...
مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.
وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني
راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....

+نوشته شده در ساعت22:21توسط ستاره | |

نمی دانم چرا با اینکه می دانم از ان من نخواهی بود!!

چرا با تاروپود جان برایت خانه می سازم

+نوشته شده در ساعت16:38توسط ستاره | |



آیا برده هستی؟
پس دوست نتوانی بود
آیا خودکامه هستی؟
پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس
 

+نوشته شده در ساعت16:23توسط ستاره | |

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند .  

+نوشته شده در ساعت16:19توسط ستاره | |

فرياد نزن ای عاشق فرياد نزن! بی سبب نيست چنين فريادم بی گناه در دام عشق! افتادم چه درست چه غلط زندگيه هم خودم هم تورو بر باد دادم! بی گناه در دام عشق افتادم! اگر احساسم رو ميفهميدی... ما

سزاواريم اگر گريانيم! وقتی پيمان دلو مي بستيم گفته بودی فقط عاشق هستيم ولی با عشق نگفتيم هرگز نه گناه کاريم نه بی تقصيريم منو تو بازیچه ي تقديريم هر دو در بی راه ي بی راه عشق با دل و احساس خود!

+نوشته شده در ساعت16:8توسط ستاره | |